مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

نه آنکه جهانگرد یاکه در سفر باشم،اما،
مسافرپیاده بخوانیدمرا،
که درجاده های تخیل ناگریز ذهن،محبوس مانده ام،
واین ها ورق پاره های همان زندان است

استفاده از مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

بایگانی

۵ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

سه شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۵۱ ق.ظ

به نام معتقدان به وعده ی خدا

-به نام غزه

اینجا،فـــلـــســـطـــیـــن

خواب در اسارتِ انفجارهای همیشه...

هر روز یک وجب از این خاک،در امواج حملات زمینی و هوایی،آب می رود.

اینجا هر روز،خطوط مرزی،توسط گلوله های دشمن خط کشی میشوند.

سرزمین تو را نمیدانم،

اما از لحظه گشایش چشم های من تاکنون،رنگ کوچه ها و خیابان ها،همرنگ خاک بوده است!

رنگ خانه ها،چشم ها و شاید هم آسمان...

اینجا جعبه مداد رنگی های کودکان مان،جز قرمز و قهوه ای،رنگ دیگری در خود جای نمی دهد.قرمزش را از سرخی خون شهدایمان بگیر و قهوه ای اش را از همین خاک بر شهر نشسته.

اینجا،گوشه ی کوچکی از دنیایی بزرگ

اینجا،فلسطین....غرق در آتش و خون 

 

 


-به نام خرمشهر 

اینجا،ایـــران

نمایی از 26 سالِ آینده ی تو

هر روز یک وجب از این خاک به دنیا معرفی میشود با نام استقامت و خودکفایی

اینجا هر روز،خطوط مرزی توسط مرزبانان پر رنگ تر میشود

سرزمین تو را میدانم،

از  خاک بر شهر نشسته ات دلگیر نباش.گوش هایت را که تیز کنی میشنوی.صدای لبخند ابوخذیر را.صدای طوفان را.صدای باران را...

جعبه ی مداد رنگی های کودکانت را به زودی فراتر از رنگ های عالم خواهی دید.فراتر از رنگ های به اسارت در آمده در سیاهی ظلم

اینجا،گوشه ای از همان دنیای بزرگ،در نزدیکی خودت

اینجا ایران....معتقد به تو که پاره ی تن اسلامی

 

سخن مسافر:

وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ

ما همان مستضعفان تو روی زمین

تو همان که تمام ضد حمله ها در دست توست

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۳ ، ۰۵:۵۱
یاسمن مجیدی
يكشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ۰۲:۱۸ ب.ظ

از نو

امتداد این آبی آسمانی

به چشم های تو می رسد که تنها معبود این جهانی

تو صاحب تنها آغوش بی کرانی هستی

که به اندازه ی تک تک من ها

و آدم های شبیه من جا دارد

چند وقتی است به دنبال نقطه انحلال خود در تو میگردم

به دنبال رویایی ترین لحظه ...

تو خود به نسیمی

مرا به سوی خود بکشان ...

 

براده های یک ذهن(همان سخن مسافر قدیم):

سبک جدیدی از زندگی را آغاز کرده ام

به برکت خندوانه! بیشتر میخندم

متفاوت تر نفس میکشم

از مرگ نمی هراسم  و در عین حال با هدف تر زندگی میکنم

به همین سادگی

آن سوی روزنه(همان پیشنهاد مسافر قدیم):

آهنگ باران عشق- شهرام شکوهی

در گلستانه(بخش جدید و کوتاهی پیرامون آموزه های دینی):

[مناسبت بیان اذکار-آیت الله بهجت(ره)] ... از این پس جهت دریافت بسته های بخش "در گلستانه"روی عبارت داخل کروشه کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۳ ، ۱۴:۱۸
یاسمن مجیدی
يكشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ۰۴:۱۸ ق.ظ

انقلاب یک قلب

نه به تعداد صفرهای سبز شده ی رو به روی قیمت

و نه به بزرگی طول و عرض

به هیچ یک راضی نمیشوم اگر

تحفه ام

خالی از ابعاد معنوی باشد ...

خالی از اندکی هیجان در طی پرداخت وجه نقد ...

خالی از ذره ای محبت در روال عملیات مرسوم کادوپیچی ...

تحفه باید قلب انسان را منقلب کند

و انقلاب این قلب

نه با تعداد صفرهای سبزشده،رو به روی قیمت

نه با بزرگی طول و عرض

با هیچ یک

میسر نمیشود ...

سخن مسافر:  1/مرداد/1393

روز دریافت بهترین هدیه و درست همزمان با سالروز شهادت داریوش شهید :

روز دیدار با رهبری ...!

کلیک کنید[به یادگار از بیت رهبری]

آقا داریوش!شنیدید که میگن شهدا همیشه صدامون میزنن اما فقط بعضیامون صداشونو میشنویم؟فکر کنم شما خیلی تو گوشم داد زدید که بیدار شدم از غفلت و دیدم شما رو....که حالا شما رو خیلی جاها تو زندگیم حس میکنم....قرارمون رو  از یاد نبرید فقط....به خاطر همین دستایی که داره موقع تایپ میلرزه یا به خاطر همین چشمایی که از شدت اشک تغییر رنگ داده به سرخی خونی که از اندیشه تون ریخت،تنهام نذارید.

(عکس از چفیه گرافیک)

پیشنهاد مسافر:در میدان می مانم تا نفس آخرم - میثم مطیعی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۳ ، ۰۴:۱۸
یاسمن مجیدی
جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۱۱:۵۵ ق.ظ

جـــــای خــــالــــی

اینجا چیزی کم است بالای سرم!

این بالا

        درست چندین وجب بالاتر از سرم

                                                          چیزی کم است!

دلم آبی آسمانی میخواهد بالای سر.

شب ها،شمارش ستارگان دلم میخواهد تا سفر به خوابی عمیق.

دیدن شهاب ها و دل خوشی به برآورده شدن آرزوهای بزرگ.

از عاشقانه گفتن با حضرت ماه.

و انتخاب ستاره ای به نام تو...

خسته ام...

به تنگ آمده ام از زل زدن به این سفید استخوانی بی روح* !

دیگر دلم،سقفی* از جنس گچ و سیمان نمی خواهد.

بیچاره

        چشم های

                    آسمان ندیده ام!

 

 

سخن مسافر:عکس نوشته ی بالا از تقویم کوچک دوست داشتنی ام گرفته شد.تقویمی که از ابتدای سال برایم عزیز بوده و هست.صاحب نوشته عکس:لا ادری

هنوز در گیر و دار امتحانات

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۱۱:۵۵
یاسمن مجیدی
يكشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۲۴ ق.ظ

و دیگر هیچ...

حاضرم به خاطر غرور تو

بــه نبرد همه ی دنیا برم

 

 

 

 

سخن مسافر:فقط میتونم بگم خدا بیشتر از هر وقت هوای ایران رو داره...شکر به اندازه شادی تمام ملت ایران

جهان به احترام فوتبال ایران ایستاد!

به قول عادل فردوسی پور:ما چقدر خوبیم :)

پیشنهاد مسافر:برای مردمت-محسن چاوشی & فرزاد فرزین

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۳ ، ۰۵:۲۴
یاسمن مجیدی