مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

نه آنکه جهانگرد یاکه در سفر باشم،اما،
مسافرپیاده بخوانیدمرا،
که درجاده های تخیل ناگریز ذهن،محبوس مانده ام،
واین ها ورق پاره های همان زندان است

استفاده از مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

مطالب پربحث‌تر
چهارشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۱۶ ب.ظ

من حجاب را دوست دارم

دو سه روزی بود که بنر اطلاع رسانی "جلسه سخنرانی و گفتمان فرهنگی با موضوع حجاب و عفاف با حضور خانوم دکتر حاج عبد الباقی" را در راهروی دانشگاه نصب کرده بودند.

ساعت 12 بود و اندک دقایقی از اتمام کلاس صنایع لبنی 1 می گذشت.قرار نبود که بمانم.میانه ی راه سری به دفتر فرهنگ دانشکده زدم.فاطمه گفت:کلاس داری؟گفتم:نه!

یکی از کارمندان دفتر فرهنگ هم چیزی گفت که در کل مضمونش ضرورت حضور در جلسه گفتمان بود.

این شد که تصمیم بر ماندن گرفته شد.

در آمفی تئاتر دانشکده منتظر ماندیم و دقایقی بعد دکتر حاج عبدالباقی نیز آمدند و گفتمان آغاز شد.هرچند دقیقه صدای باز و بسته شدن در و جابه جا کردن صندلی ها بود که وقفه می انداخت میان صحبت های استاد.این شد که استاد هم تقاضا کردند به دلیل آنکه در میانه بحث هستیم دیگر دانشجوی جدیدی وارد سالن نشود.میگویم استاد چون گرچه هرگز در این دانشکده تدریسی از جانب ایشان برای ما نبود اما در همان یکی دو ساعت برای من به منزله آموزش بود و یادگیری.

دکتر عبدالباقی به صحبت های خود ادامه دادند.از توجه به موقعیت حقوقی و حقیقی هر انسان گفتند.از اینکه هر اقدامی چه نیک و چه بد بر شخصیت حقوقی ما نیز تاثیر می گذارد.اشاره کردند به اینکه مثلا شخصیت حقوقی من میشود دانشجوی فلان دانشگاه بودن.حال اگر کار مثبتی انجام دهم این افتخار به نام دانشگاه من نیز تمام میشود و می شود افتخاری برای آن دانشگاه.یا به عکس.حرکت نامطلوبی اگر از من دانشجو سر زند هر جا که خبرش بپیچد نام دانشگاه من نیز به آن گره خورده است.از این رو است که موقعیت برخی ها متفاوت می شود.از این رو است که قرآن برای آن که همسر پیامبر است نیکی اش را دو برابر و بدی را هم دو برابر میکند چرا که او همسر پیامبر است و هر کار او به نام پیامبر و به نام اسلام تمام خواهد شد.

دکتر حاج عبدالباقی از تبرج(خودنمایی) زنان می گوید و از اینکه منظور از مراقبت گفتار برای یک زن چیست.نمی گوید تو حق نداری با نامحرم هم صحبت شوی بلکه حدود را به طور صریح بازگو می کند و می گوید حواس محتوای حرف هایمان باشیم.مراقب لحن صحبتمان. بعد هم مختصری به بیان چرایی پوشش می پردازد.

جلسه به انتهای خود می رسد و به خاطر می آورم شرایط خاص یکی از دوستان متاهل را.سریع می روم سراغ استاد و مسئله را با ایشان مطرح میکنم.مشاوره می دهند و راهنمایی هایی که اگر این گونه شود بهتر است یامثلا اینکه از این راه اقدام کن و ... .

دوباره به دفتر فرهنگ باز می گردم.ایلیای 6ساله-که فرزند یکی از کامندان دانشکده است- نیز به جمع ما اضافه می شود.هم بازی می شویم و از دوستانش برای ما می گوید.بعد می گوید که فلان دوستش حرف های بدی می زند و آرام می آید در گوش من و می گوید که آن دوست بدش فلان حرف را زده.

قصد رفتن می کنم که ایلیا می گوید:کی اینجایی؟(منظورش از اینجا این است که چه روزهایی در دفتر فرهنگ هستی) و می گویم فلان روزها.

از دفتر خارج می شوم.

ایلیا از پنجره دفتر فرهنگ من و فاطمه را یک چشمی نگاه می کند و دست تکان می دهد........


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۱۲

نظرات  (۵)

سلام بر دوست جانان
پیامک که فرستادی از اونجایی که شارژ نداشتم گفتم اینجا بنویسم برات:))
کتاب شهید ابراهیم هادی انتشاراتش همون نشر شهید ابراهیم هادیه
اگه پنجشنبه آخرسال قصد رفتن به بهشت زهرا داری اونجا یه مرکز محصولات فرهنگی هست که کتاب رو داره
منم این کتابو دارم ولی تا حالا نخوندمش!یعنی فرصتش پیش نیومده که بخونم!
کنکور که تموم شد حتما می خونمش:)
 انتشارات ابراهیم هادی  آدرسش اینه؛اتوبان محلاتی - خ صفری - نبش کوچه نوری - پ 2
شماره تلفنش 0912776164
شعبه انقلاب؛خ مظفر جنوبی - نبش آتش نشانی - پ55 - طبقه اول واحد 3
شمارش 66406760
که صد البته انقلاب رفتن راحت تر از رفتن به محلاتیه:))
پاسخ:
ریحانه بانو سلام
ممنونم از راهنمایی هات
هرچی گشتم تو سایت نتونستم پیدا کنم
نهایتا با ناامیدی گذرم افتاد شهرکتاب نزدیک خونمون گفتم بپرسم شااااااااااااید داشته باشن
و از قضا خدا خواست که داشته باشن
خلاصه تهیه شد
ولی در کل آدرس هایی که دادی حتما در آینده میتونه کمکم کنه برا تهیه کتاب بعد از این
۱۴ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۰۲ رضوان ِ رضوان
عاقا یه سوال ...
اینکه من روی چادرم یه کیف آجری-سبز-آبی میندازم تبرج ه ؟
خیلی جیغ نیس ولی رنگاش روشنه دیگه..
پاسخ:
:)
من پریروز از یکی از مشاورهای مذهبی سوال کردم اینکه میگن مثلا روسری رنگ روشن سر نکنید منظور چه جور روشنیه؟
گفتن منظور رنگیه که انقدر تضادش آشکاره با رنگ مشکی چادر که توجه برانگیزه.نه هر روشنی

۱۴ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۴۷ رضوان ِ رضوان
تچکر از توضیح ^_^
دوست جان پست اول این وب رو بخون
درباره مردم تهران
http://asiab.blog.ir/post/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C#comments
پاسخ:
به زودی حتما
That's way more clever than I was exptneicg. Thanks!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">