مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

نه آنکه جهانگرد یاکه در سفر باشم،اما،
مسافرپیاده بخوانیدمرا،
که درجاده های تخیل ناگریز ذهن،محبوس مانده ام،
واین ها ورق پاره های همان زندان است

استفاده از مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

مطالب پربحث‌تر
چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۲۷ ب.ظ

شقایق!

شقایق شاید کسی شبیه خودم بود.لاغر اندام،ظریف و قادر به درک احساسی آدم ها و البته یک سال کوچکتر از خودم.

سر کلاس های فیزیک بود که با او آشنا شدم.سر کلاس های فیزیک دکتر کرمی در آموزشگاه بعثت!

روی یک نیمکت در آن کلاس شلوغ و مملو از دانش آموز می نشستیم و درباره هرچیز حرف می زدیم جز درس فیزیک!

یادم هست دلم به حضور در آن کلاس نبود.اگرچه استاد کرمی یکی از بهترین مدرس های این درس می بود اما من دلم به آموختن بیشتر فیزیک نبود.

شاید تنها دلخوشی آن روزهایم برای حضور در کلاس،خود شقایق بود.

می نشستیم و با هم درباره خواننده ها و آهنگ هایشان حرف می زدیم.

آن روزها به آهنگ های رضا صادقی و سرگذشتش علاقه ی بسیاری نشان داده بودم و درباره همین موضوع با آب وتاب حرف می زدم و شقایق هم گوش می سپرد و هیجان نشان می داد.

می آمدم و از خواب هایم برایش تعریف می کردم و او نیز به وجد می آمد.

آه که چه دلتنگ آن روزهای با شقایقم.

شقایق اگرچه همیشه گوش شنوا برای حرف ها و رویاپردازی های من بود اما احساس میکنم او نیز حرف های بسیاری در دل داشت که شاید مایل به بیان آن ها نبود یا شاید نیاز به دوام یک ارتباط میانمان بود تا برملایی رازهاش محقق شود.درست برعکس من که همیشه سفره ی دلم باز است برای هرکسی که بخواهد بشنودشان.

تنها چیزی که یک بار درباره اش حرف زد و آن هم کاملا با لبخند و بدون رویت کوچکترین احساس غمی در چهره اش،این بود که پیش تر مبتلا به نوعی سرطان بوده و تحت عمل جراحی مداوا شده است.همین.چیز بیشتری از گذشته اش هرگز نگفت.نمی گفت.اما آنقدر صمیمیت برای دوستی مان ایجاد کرده بود که من برای بیان رازهام تردیدی نداشتم.

بعد از گذشت 4سال از آن روزها،از شقایق نه شماره ای نه رایانامه ای باقی مانده است.حتی در فضای مجازی هم پیدایش نمی شود کرد.اکنون تنها یک صفحه از دستخطش باقی مانده است در دفترم.دفتری که در آن به برخی سوال هایم و برداشت هایش از شخصیت من پاسخ داده بود.چیزی شبیه دفتر عقاید مثلا.

و در انتهای آن صفحه مرور چیزی همیشه مرا به بغض می اندازد.و آن هم قسمتی از نوشته اش که می گفت:

 

خیلی دوست دارم.شاید همدیگه رو بعد این کلاسا نبینیم.اما لطفا همیشه من رو تو خاطرت نگه دار!

 

کاش پیدایش میکردم و میگفتم که تمام این سال ها به سبب یادداشتش در این دفتر در خاطرم ماندگار شده است.کاش...

براده های یک ذهن:

شاید دلیل آنکه دلتنگی ام برای او بیشتر شد شنیدن آهنگی از رضا صادقی بود و پیدا کردن یک آلبوم قدیمی از او در کشوی میز تحریرم.آه...

 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۲۲
یاسمن مجیدی

نظرات  (۷)

منم خیلی دوسش دارم که تسکین ام میده... 
الهی هیچ انسانی از ته دل درک نکنه و زمزمه نکنه که مرو ای دوست.... 
پاسخ:
حزن خاصی داره در عین زیبایی
اخ چقدر از کسانی که خاطره دارم و نیستن دلم رو به درد می آره چون خودم از دوستی که در دبستان هم کلاسی بودیم فقط خاطراتش رو دارم و گمش کردم... 
پاسخ:
دلتنگی یعنی این
نوشتید سرطان داشتن و مداوا کردن شکر خدا
واقعا خدا به روز هیچکس نیاره
دونفر از عزیزان که سرطان داشتن یکیشون حدود دوهفته قبل فوت شد و ... 
برای زن داداشم دعا کنید

ان شاءالله دوست شما هم به حق همین روزهای خوب ماه ربیع خبری ازش بشه
پاسخ:
ان شاء الله سلامتی برای همه نیازمندان به اون
منم یه دوست گمشده ای دارم که خیلی دلم میخواد پیداش کنم...
پاسخ:
کاش باشی کاش باشی کاش
امروز حالم اصلا خوب نبود یاسمن
صبح خبر فوت پدر دوستم رو شنیدم بعدشم ماجرای پلاسکو
تا شب فقط احساس خفگی میکردم فردا قراره دوستمو ببینم نمیدونم چ طور میتونم حال خرابشو ببینم و آرومش کنم فردا روز سختری دارم از اون جمعه های خیلی دلگیر.....
با خوندن این پست یاد دوتا از بهترین دوستام زنده شد برام . سمیرا دوست دوران دبستانم و زهرا دوست دبیرستانم زهرا اون سر دنیاست و خبری ازش ندارم و سمیرا هم اصلا نمیدونم کجاااست
گاهی آدم چ قدر عجیییییب دلتنگ میشه
حتی امشب دلتنگ آقاجانم شدم و اشک ریختم و اشک ریختم
سبک شدم ...کمی..
همیشه به یادتم عزیز دل زینب❤
پاسخ:
زینب عزیز من
چقدر حضورت در این وب به من انگیزه میده
تو زهرا نیلوفر
اشکمو درآورد...
مدت ها بود می خواستم از یکی از دوست هام بنویسم
به قدری خوب نوشتی که منم دلم خواست زودتر از دوستم بنویسم
ولی کاش بخونه...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">