مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

نه آنکه جهانگرد یاکه در سفر باشم،اما،
مسافرپیاده بخوانیدمرا،
که درجاده های تخیل ناگریز ذهن،محبوس مانده ام،
واین ها ورق پاره های همان زندان است

استفاده از مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

بایگانی
مطالب پربحث‌تر
سه شنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۳ ق.ظ

به جاش کتاب بخونیم؟!

بار اولی که روبه روی درب ورودی کتابفروشی حوض نقره ی باغ فردوس،آن تلویزیون دکوری بزرگ قرمز رنگ را دیدم از آن خوشم آمد.از آن جمله ی «به جاش کتاب بخونین» که با رنگ سفید روی صفحه سیاه رنگ تلویزیون نوشته شده بود.

حتی با آن عکس هم گرفتیم در حالی که یک کتاب دستمان بود.

اما بعد تر هرچه فکر کردم به منظور آن جمله-که اتفاقا خیلی هم باب شده بود-پیام آن جمله برایم مفهوم نمی آمد!

من کتاب می خواندم.حالا نه در حد مردم فنلاند که در سال به طور میانگین 47 کتاب می خوانند و رتبه اول دنیا را به دست آورده اند.اما کتاب می خواندم.کتاب می خریدم،هدیه می دادم،عضو کتابخانه های عمومی بودم و به طور کلی یک آدم کتابخوان به حساب می آمدم.(مطمئنا متوجه هستید که منظورم از کتاب خوانی،جدای از مطالعه روزنامه و کتاب های درسی است!)

علاوه بر این ها از همان بچگی تا امروز یکی از مخاطبان وفادار صدا و سیمایمان بودم.سریال هایی را با توجه به علاقه مندی ام دنبال می کردم.پی گیر برنامه هایی متناسب با نیازم بودم و معمولا برنامه های خوب را هم به دیگران اطلاع رسانی می کردم.

با این همه هیچ وقت تماشای تلویزیون و برنامه های آن،مانع کتاب خواندنم نبود.هیچ وقت نشد که بگویم:ای وای چقدر پای تلویزیون نشسته ام،کتاب خواندنم از دست رفت!(به جز در ایام امتحانات مدرسه و دانشگاه که منظورم از کتاب،در اینجا،کتاب های درسی بود)

به همین خاطر دیگر جمله ی «به جاش کتاب بخونین» برایم جذابیتی نداشت.برنامه ریزی من به گونه ای بود که هم مطالعه کتاب و هم تماشای تلویزیون در آن گنجانده شده بود.اعتقادم هم مانند بسیاری از آدم ها این نبود که صدا و سیما چرت و پرت به خوردمان می دهد!من در طی این سال ها به واقع برنامه های خوبی را دیده ام که از تماشای آن ها درس گرفته ام.حتی هنگام تماشای سریال ها به فیلمنامه های آن ها دقت می کردم و از همین طریق توانستم نام فیلمنامه نویس هایی را که کارشان را می پسندیده ام،پیدا کنم و برایم ماندگار شوند و پای فیلم های دیگری که آن افراد، فیلمنامه نویسی اش را به عهده داشته اند،بنشینم.

حال سوال من اینجاست که جمله ی «به جاش کتاب بخونین» دقیقا خطاب به چه کسانی ست؟

1 آن هایی که اصلا کتاب نمی خوانند؟خب این قشر ممکن است تلویزیون هم تماشا نکنند یا  اصلا برنامه های ماهواره ای را تماشا کنند.

2 آن ها که کتاب می خوانند؟خب نمونه ی بارز کسی که هم کتاب می خواند هم تلویزیون می بیند و می گوید از هر دو آن ها بهره می برد:خود من!

3 می شود این جمله را اینطور هم نگاه کنیم:می شود با تماشای کمتر تلویزیون،کتاب های بیشتری خواند.که خب البته در مورد من اینطور نیست.چون حتی اگر تلویزیون نبینم تمام روزم را برای کتاب خواندن نمی گذارم.بلکه زمان مشخصی برای آن اختصاص داده شده و مطمئنا کارهای مفید دیگری هم برای انجام دادن در زندگی هست.

خب...بنابراین چرا باید بگوییم : «به جاش کتاب بخونین»؟

باز اگر کسی  می گفت به جای استفاده غیرضروری از فضای مجازی،کتاب بخوانید،من می توانستم موافق صد در صدی آن فرد و آن جمله باشم.چرا که در این مورد اتفاقا بارها به خودم گفته ام:ای وای زمان از دستت رفت.از وقت کتابخوانی ات زدی دختر!

بنابراین ترجیح میدهم یک روز ماکت یک تلفن همراه به جای آن تلویزیون قرمز رنگ،رو به روی کتابفروشی حوض نقره قرار بگیرد و روی آن با رنگ سفیدی نوشته شود: «به جاش کتاب بخونین»


براده های یک ذهن:

این نقد یک نقد کاملا شخصی و سلیقه ای است.پس می توانید به آن توجه نکنید!

چرا که ممکن است شما از موافقان صد در صدی دشمنی کتاب و تلویزیون بوده باشید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۲۱
یاسمن مجیدی

نظرات  (۵)

خب هرکی یه نظری داره ولی در کل نظر منم اینه که نه ماهواره نه شبکه های داخلی هیچ تنوعی ندارن و همش تکراری هستش. شبکه های ماهواره ای که کلا توی پیام بازرگانی سیر میکنه و واقعا مسخرس.
پس کتاب میخونیم ... :)
پاسخ:
بله این نظر یک نظر کاملا شخصیه.برای من شاید استفاده غیر ضورری از فضای مجازی خیلی هدررفت بیشتری داشته باشه تا برنامه هایی که بر اساس نیازهام دارم در تلویزیون دنبال میکنم.برای شخص دیگه به گونه ای دیگه.
همچنان کتاب بخونیم
# کتاب_ بخونیم :)
یکی از آرزو هام زیارت همین حوض نقرست!همیشه با خودم فکر میکنم که چه ادمای خفنی توش کار میکنن:))))
اما به نظرم هرچیزی جای خودش رو داره.ولی من بجز برنامه های خاص خودم معمولا درگیر سریال های تلوزیونی نمیشم.مخصوصا بااین وضع سریال های ما که یا از بدبختی و فقر میگن یا طنزن و همیشه هم یکی هست که بش بربخوره و  الخ...
یکی از علایقم خوندن کتاباییه که فیلماش هم هست.اول کتاب رو میخونم بعد فیلمش رو میبینم.در هرصورت فکر میکنم هرچیزی که مانع پیشرفت و تعقل ما بشه دشمن ماست.چه این رسانه ملی بااین حجم ازبرنامه های تکراری و چه ماهواره با اون حجم از اراجیف سریال و بدبختی گنجونده شده در اخبارش.حتی با کانال های تلگرام و اینستاگرام هم مخالفم تاحدودی.مثلا چرا یه نویسنده باید هم فیسبوک هم توییتر و اینستا و تلگرام داشته باشه و تو همه هم فعال باشه اما وقت نکنه برای مخاطباش اثر خوبی خلق کنه!؟!!؟!!:))))
پاسخ:

این که گفتی چرا یکی تو این همه شبکه باشه و اثر خلق نکنه رو خیلی پسندیدم.موافقم باهات وجیهه.خیلی اشاره خوبی داشتی.خیییلی

نظر منو بخوای بجاش وبلاگ منو دنبال کنید !
ممنون که دنبالم نمی کنید باتشکر یاعلی
۰۲ دی ۹۶ ، ۱۹:۵۶ مسافر اشک
من برداشتم اینه که
این تلویزیون میتونه مجاز از کارهای غیر ضروری باشه
هر چیزی که انجامش ضرورتی نداره و فقط وقتت رو هدر میده
حالا میتونه تلویزیون باشه
یا فضای مجازی یا ...
پاسخ:
هر آنچه که باعث شه وقتت الکی هدر شه
من با این موافقم
یه سری برنامه ها واقعا نیاز به دیدنش نیست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">