مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

نه آنکه جهانگرد یاکه در سفر باشم،اما،
مسافرپیاده بخوانیدمرا،
که درجاده های تخیل ناگریز ذهن،محبوس مانده ام،
واین ها ورق پاره های همان زندان است

استفاده از مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

بایگانی
شنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۳۶ ب.ظ

شغل:نویسنده

در تنظیمات پروفایل می چرخم و می رسم به گزینه ی فعال سازی کسب و کار.صرفا برای اینکه امتحانش کنم روی گزینه ی هنر می زنم.یک هنر طوسی رنگ زیر عکس پروفایلم درج می شود.می گویم:پس بقیه اینطوری فعالش میکنن!

بر می گردم به انتخاب سایر گزینه ها.می روم روی گزینه مردم.دسته ی فرعی برایم باز می شود و از آن میان،روی نویسنده،کلیک می کنم.

زیر عکس پروفایلم،درج می شود:نویسنده

ذوق می کنم.می روم برای نیلوفر دایرکت می زنم و می گویم:نیلوفر توام گزینه روزنامه نگار رو فعال کن.

می گوید:فکر نمیکنم با یکی دو تا مطلب چاپ شدن ازم،بتونم بنویسم روزنامه نگار.ضمن اینکه ثبات کاریم معلوم نیست.

می دانم چه می گوید.من هم اگر تا کنون همیشه از نوشتن نام نویسنده در پروفایلم ترسیده ام،ترس الکی گنده کردنم را داشته ام.ترس اینکه،یک نویسنده ی واقعی تر بیاید در صفحه ام و ته دلش بگوید:چه غلطا.چه خودشو نویسنده فرض کرده!

من همیشه از همین ها ترسیده ام.

می روم دوباره در قسمت تنظیمات.می خواهم عنوان نویسنده را حذف کنم.نمی شود.هرکار میکنم نمی شود.

به زینب می گویم:به نظرت بد نیست نوشتم؟

-:یاسمن تو کارت الان نویسندگیه.قبل ورودت به این کار هم می نوشتی.

به الهام می نویسم:به نظرت خودمو الکی بزرگ نکردم؟

می گوید:اصلا.تا تو خودتو باور نداشته باشی بقیه هم ندارن.

همه حرف ها این وسط درست است.همه دارند درست می گویند.چه نیلوفر.چه زینب.چه الهام.

می روم توی تنظیمات.می گردم و می گردم.

بالاخره گزینه ی بازگرداندن حساب به حالت شخصی را پیدا می کنم.صفحه ام مثل روز اولش می شود.بی هیچ عنوان.

می آیم از صفحه بیرون.

توی ذهنم به این فکر میکنم که:بالاخره کی می تونم بنویسم نویسنده؟اصلا چرا هربار که سوال میشه شغل،نمیتونم با اطمینان بگم نویسنده.چرا هی من و من می کنم.اصلا...اکه هی...

دوباره به صفحه ی خالی بدون عنوانم خیره می شوم.دلم میخواهد با جرات بنویسم:نویسنده!

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۳
یاسمن مجیدی

نظرات  (۶)

۱۳ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۰۶ پریسا سادات ..
تو نویسنده ی خوبی هستی :)
نگران نباش :)
با افتخار بزن :نویسنده
پاسخ:
:) ممنون از روحیه دادنت پریسا
سلام 
عزیزم نویسنده ای دیگه چون مینویسی ولی یه عده هم نویسنده حرفه ای ترند و معروف تر که وقتی خودت رو باهاشون مقایسه میکنی یکم میترسی و اونام یه روز از همین مراحل به شهرت و فعالیت بیشتر و حرفه ای تر شدن رسیدن ...
پاسخ:
زهرای همیشه مشوق.بالاخره عبارتی رو جایگزینش کردم.عبارتی که هم علاقه مندیم رو نشون میده هم خودشیفتگی نداره.ببینش تو پروفایل

سلام یاسمن...به نظرم کارتن درست بوده.باید باور کنی که یه نویسنده ای یاسمن.خب؟

من میدونم که خیلییی خوب مینویسی.پس اسم کار تو میشه نویسنده.الان با این حساب منم نویسنده ام!

موفق باشی

پاسخ:
آره متینا منتها می دونم هنوز اونقدری نیستم که خیلی با دل و جرات بنویسم نویسنده.اما بالاخره یک چیز جایگزین براش پیدا کردم و اضافه کردم که ازش راضی ام.پروفایلم رو تونستی دوباره ببین.
پروفایلتو چک کردم واقعا اونم قشنگه عزیزم☺
بنویس! به خاطر سارا بنویس! شاید یه نویسنده واقعی تر بیاد و بگه چه غلطا! اما اگه آدم خوبی باشه یاد گرفته آدما رو قضاوت نکنه دیگه.نه؟
پاسخ:
خب آره
یاد گرفته تشویق کنه...
این حس رو کاملا درک می‌کنما
منم جرئتش رو ندارم. تا مدت‌ها به خودم نمی‌گفتم شاعر. میگفتم آدم با ده بیستا شعر کج و کوله که شاعر نیست. آخرم شعر ازم دور شد
نمی‌دونم درسته یا نه. نمی‌دونم.
پاسخ:
منم نمیدونم.میدونی اصلا دوست ندارم از چشم بقیه خودشیفته باشم.و خب همینم باعث میشه از چشم بقیه کلا هیچی نباشیم :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">