مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

نه آنکه جهانگرد یاکه در سفر باشم،اما،
مسافرپیاده بخوانیدمرا،
که درجاده های تخیل ناگریز ذهن،محبوس مانده ام،
واین ها ورق پاره های همان زندان است

استفاده از مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

بایگانی
جمعه, ۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۲۱ ب.ظ

من همانم!همان که بودم

احساس کردم او جور دیگری درباره ام فکر میکند.

شاید همین الان الان هم،من دارم درباره او جور دیگری فکر میکنم.

شکلک پوزخند آن روزش و کامنت امروزش،این حس را به من منتقل کرد که او گمان می کند من از همان ها هستم که تا به یک کار و موقعیت جدید می رسند،موقعیت و همکاران قبلی خود را فراموش میکنند.از همان ها که کم کم حساب خودشان را از سایر آدم ها جدا می کنند و دیگر فکر میکنند برای خودشان کسی شده اند.

فاصله ای که او درباره ش حرف می زد برای من مفهوم نبود.

شرایط من هم برای او.

او شاید من را با خودش مقایسه می کرد.خودی که در عین واحد توانایی همکاری با بسیاری از جاها را داشت.

و من خودم را می بینم ،بهتر از هرکس-جز خدا-می شناسم،که برخلاف او،فقط و فقط می توانم درگیر انجام یک کار خاص باشم.یک موقعیت خاص.تمرکز روی یک چیز.ظرفیت برای انجام یک کار به خصوص،نه مجموعه ای از کارهای کوچک و بزرگ.

مشکل اینجاست که ما تفاوت ها،ظرفیت ها و توانایی ها و کشش های یکدیگر را در شرایط یکسان نمی بینیم.

حتم دارم اگر این ها را به خودش بگویم،نظرش نسبت به من کمی لطیف تر می شود.حتم دارم هم که نه،فقط امیدوارم.همین...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۰۲
یاسمن مجیدی

نظرات  (۳)

چشم هایم را میبندم و آرزو میکنم که هیچ وقت،هیچ وقت متینایی را فراموش نکند که روزگاری مشتاق دیدارش بود و هنوز هم هست....

پ.ن:یاسمن با خوندن پست هات فهمیدم که خوب تغییرات رو متوجه میشی و منطقی باهاشون برخورد میکنی.کاش همه آدم ها اینحوری بودن!
پاسخ:
متینا...الهی عزیزم.وای متینا منم این آرزو رو دارم.دیشب میدونی به چی فکر کردم؟به اینکه واقعا ممکنه دیدار ما نه این روزا بلکه بعد از سال ها محقق بشه؟انقدر طولانی؟
متنت منو یاد اون جمله که میگه بیرون بقیه رو با درون خودتون مقایسه نکنید انداخت
مخصوصا آدما توی شرایط سخت بیشتر از این مقایسه ها میکنن
یه تصویر از زندگی و شخصیت کسی رو هی با فیلم زندگی خودشون مقایسه میکنن تا یه راهی واسه زدن تو سر خودشون و تنفر از بقیه پیدا کنن

پاسخ:
آره همینطوره.شاید مثلا تو در شرایط مشابه من ظرفیتت بیشتر باشه و بتونی بدون درموندگی همه کارا رو به موازات هم پیش ببری.یکی مثل من نتونه.این مدلی نباشه.و لزوما به این معنی نیست که تنبلی میکنه یا هرچیزی.مدل هرکی فرق داره دیگه.
مهم اینه هرکی بدونه داره با توجه به ظرفیتش خوب پیش میره یا بد.
وای یاسمن چقدر امروز خوشحال شدم از اینکه دیدم به وبلاگم سر میزنی و نظر میذاریوازت ممنونم و از این به بعد سعی ام رو میکنم تا هر چه بهتر بنویسم تا روز به روز بیشتر به سطح  نویسندگی تو نزدیک شوم.
بازم کلی ازت ممنونم.این فضایی رو که به تازگی در وبلاگ نویسی پیدا کرده ام مدیون دوستی با تو هستم.
ازت ممنونم:)
پاسخ:
منم خیلی خوشحالم که هستی متنیا.که اینجا رو تنها نمیذاری

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">