مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

نه آنکه جهانگرد یاکه در سفر باشم،اما،
مسافرپیاده بخوانیدمرا،
که درجاده های تخیل ناگریز ذهن،محبوس مانده ام،
واین ها ورق پاره های همان زندان است

استفاده از مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

بایگانی
يكشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۹ ب.ظ

از مصائب درونگرایی

مسئله اینجاست که با تمام درونگرایی ام و دوری ام از جمع و مجامع شلوغ،باز هم نیازمند واژه ی دوست صمیمی هستم.چیزی که تقریبا دیگر ندارم!

به مبارکی درگیری دوستان متاهل با چم و خم زندگی،به مبارکی باز شدن دانشگاه ها و درگیر شدن رفقای دانشجو با درس و دانشگاه و به مبارکی باز شدن مدارس و مشغولیت رفیق های نوجوان با درس و مدرسه،حالا می توانم به این درونگرایی،بیشتر ادامه دهم.

می توانم آهنگ پایانی آلبوم ابراهیم محسن چاوشی را مدام روی تکرار زده و در این تنهایی با او بخوانم:

کسی نمی شنود ما را

اگر که روی سخن داری

و درد حرف زدن داری

اگر دهان خودت هستی

اگر زبان خودت هستی

به گوش های خودت رو کن...

موافقین ۱ مخالفین ۱ ۹۷/۰۷/۰۱
یاسمن مجیدی

نظرات  (۳)

من نه متاهلم،نه دانشجو و نه حتی دانش آموز؛فقط دورم!
همین!
پاسخ:
قربووونت.میدونم.امان از این دوری ها.امان.
تو رفیق وبلاگی من بمون من راضی ام ازت.زینب خوبم
منم.
دقیقا. 
و آخرش ماها جزیره های تنهایی هستیم که هیچ وقت نمیتونیم به هم برسیم. 
پاسخ:
:( هعی... #ما_درونگرا_هستیم :))
یاسمن کم کم دارم میفهمم که با وجود درونگرایی ات احتمالا از سوال ها و پر حرفرفی های من خیلی وقت ها به ستوه اومدی و هیچی نگفتی!

این رو بدون که با تمام وجودم دوستت دارم و اگرچه کمتر بهت پیام میدم،ولی بدون که بیشتر از گذشته دارم میفهمم که وجود یاسمنی چون تو توی این روزگار چقدر به پرانرژی بودن من کمک کرده...راستی یاسمن،اگرچه توی مدرسه بهم میگن خوش خنده،ولی خیلی ناراحتم!خب اون دوستی که3سال باهاش بودم واقعا نیمه گمشده من بود!ولی نمونه دولتی قبول نشد😢و حالا من مانده ام تنهای تنها...توی کلاس من6نفر دیگه از مدرسه ما هستن و حتی با یکی شون همکلاسی بودم،اما هیچ کس نمیتونه جای مبینا رو بگیره😭اون متینای خوش خنده الان زنگ تفریح ها میره توی فکر تا زنگ تفریح تموم بشه....هعععیییی...
پاسخ:
وای متینای عزیزم
اولا من از پرحرفی های تو به ستوه نیومدم
دوم اینکه این زنگ تفریح های ساکت و اعصاب خورد کن تنهایی منو یاد فاصله مابین کلاس های دانشگاه میندازه :( چقدر دلم میخواست پیش یکی بشینم
از سر اینکه فقط تنها نباشم با هرکس دو جمله حرف می زدم و می رفتم.ولی خیلی وقتام واقعا کسی نبود...نبود...😢

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">