مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

نه آنکه جهانگرد یاکه در سفر باشم،اما،
مسافرپیاده بخوانیدمرا،
که درجاده های تخیل ناگریز ذهن،محبوس مانده ام،
واین ها ورق پاره های همان زندان است

استفاده از مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

بایگانی
دوشنبه, ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ۱۰:۵۰ ب.ظ

خدا اینجاست

من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب

دلم به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت

 

برف می‌بارد و خیابان‌ها شلوغ است.

سوار بی‌آرتی می‌شوم. از کنار ایستگاهی می‌گذرم که هر بار با دیدن آن به تو فکر کرده‌ام و یاد روزی افتاده‌ام که خودت به آنجا، به آن ساختمان دعوتم کرده بودی. اما آمده بودم و نبودی. یک ساعت و نیم چشم چرخانده بودم میانِ آدم‌ها و کسی را حتی ذره‌ای شبیهِ تو ندیده بودم.

از یک جایی به بعد آدم دیگر کاری به کار محبوبش ندارد. خیالش را به امانت می‌گیرد و خودش را رها می‌کند.

- کیفتان باز است.

این را مامور مترو می‌گوید. زیپ کیفم را می‌بندم و با صدایی که به گوش خودم هم نمی‌رسد می‌گویم: ممنون.

به خانه که برمی‌گردم، می‌بینم کتاب‌ها رسیده. تقریبا دیگر همه چیز آماده است.

چراغ مطالعه را روشن می‌کنم و زیر نور آن مشغول بسته‌بندی می‌شوم. با دقتِ تمام و با توجه به جزئیات.

خودت نمی‌بینی و نخواهی دید. اما خدا اینجاست.

 

+ لحظه | احسان خواجه امیری

۰۳/۱۱/۲۹
یاس گل

نظرات  (۴)

:)

از یک جایی به بعد آدم دیگر کاری به کار محبوبش ندارد. خیالش را به امانت می‌گیرد و خودش را رها می‌کند....

حق!

پاسخ:
🌷

گفتی هیچ کس اونجا شبیهش نبود

یاد یه خاطره‌ افتادم. دیدن کسی که نیست خیلی سخته. اون اوایل که شکیبا(همکلاسیم) مرده بود یه روز تو خیابان یه نفرو دیدم خیلی شبیهش بود. فکر کردم خودشه یادم نبود نیست ، دوق کردم می‌خواستم برم سمتش؛ بهش سلام بدم یهو خیلی زود و ناگهانی یادم افتاد چند وقته که اون نیست. دیوار دیوار آوار روی سرم خراب شد. اما ظاهرا هنوز داشتم راه میرفتم و هیییچ اتفاقی نیفتاده بود. خیلی سخت بود خیلی ...

پاسخ:
چنین چیزی رو در مورد مادربزرگم هم تجربه کردم. دقیقا به همین صورت که گفتی. ناگهان توی خیابون یا کافه تصور کردم خودش رو دیدم و بعد یادم اومده که مادربزرگ من اینجا نیست...
۰۲ اسفند ۰۳ ، ۰۰:۳۲ زری シ‌‌‌

:""""

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">