مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

نه آنکه جهانگرد یاکه در سفر باشم،اما،
مسافرپیاده بخوانیدمرا،
که درجاده های تخیل ناگریز ذهن،محبوس مانده ام،
واین ها ورق پاره های همان زندان است

استفاده از مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

بایگانی
مطالب پربحث‌تر

۱۱ مطلب با موضوع «و فضایی که مجازی خواندند» ثبت شده است

سه شنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۳ ق.ظ

به جاش کتاب بخونیم؟!

بار اولی که روبه روی درب ورودی کتابفروشی حوض نقره ی باغ فردوس،آن تلویزیون دکوری بزرگ قرمز رنگ را دیدم از آن خوشم آمد.از آن جمله ی «به جاش کتاب بخونین» که با رنگ سفید روی صفحه سیاه رنگ تلویزیون نوشته شده بود.

حتی با آن عکس هم گرفتیم در حالی که یک کتاب دستمان بود.

اما بعد تر هرچه فکر کردم به منظور آن جمله-که اتفاقا خیلی هم باب شده بود-پیام آن جمله برایم مفهوم نمی آمد!

من کتاب می خواندم.حالا نه در حد مردم فنلاند که در سال به طور میانگین 47 کتاب می خوانند و رتبه اول دنیا را به دست آورده اند.اما کتاب می خواندم.کتاب می خریدم،هدیه می دادم،عضو کتابخانه های عمومی بودم و به طور کلی یک آدم کتابخوان به حساب می آمدم.(مطمئنا متوجه هستید که منظورم از کتاب خوانی،جدای از مطالعه روزنامه و کتاب های درسی است!)

علاوه بر این ها از همان بچگی تا امروز یکی از مخاطبان وفادار صدا و سیمایمان بودم.سریال هایی را با توجه به علاقه مندی ام دنبال می کردم.پی گیر برنامه هایی متناسب با نیازم بودم و معمولا برنامه های خوب را هم به دیگران اطلاع رسانی می کردم.

با این همه هیچ وقت تماشای تلویزیون و برنامه های آن،مانع کتاب خواندنم نبود.هیچ وقت نشد که بگویم:ای وای چقدر پای تلویزیون نشسته ام،کتاب خواندنم از دست رفت!(به جز در ایام امتحانات مدرسه و دانشگاه که منظورم از کتاب،در اینجا،کتاب های درسی بود)

به همین خاطر دیگر جمله ی «به جاش کتاب بخونین» برایم جذابیتی نداشت.برنامه ریزی من به گونه ای بود که هم مطالعه کتاب و هم تماشای تلویزیون در آن گنجانده شده بود.اعتقادم هم مانند بسیاری از آدم ها این نبود که صدا و سیما چرت و پرت به خوردمان می دهد!من در طی این سال ها به واقع برنامه های خوبی را دیده ام که از تماشای آن ها درس گرفته ام.حتی هنگام تماشای سریال ها به فیلمنامه های آن ها دقت می کردم و از همین طریق توانستم نام فیلمنامه نویس هایی را که کارشان را می پسندیده ام،پیدا کنم و برایم ماندگار شوند و پای فیلم های دیگری که آن افراد، فیلمنامه نویسی اش را به عهده داشته اند،بنشینم.

حال سوال من اینجاست که جمله ی «به جاش کتاب بخونین» دقیقا خطاب به چه کسانی ست؟

1 آن هایی که اصلا کتاب نمی خوانند؟خب این قشر ممکن است تلویزیون هم تماشا نکنند یا  اصلا برنامه های ماهواره ای را تماشا کنند.

2 آن ها که کتاب می خوانند؟خب نمونه ی بارز کسی که هم کتاب می خواند هم تلویزیون می بیند و می گوید از هر دو آن ها بهره می برد:خود من!

3 می شود این جمله را اینطور هم نگاه کنیم:می شود با تماشای کمتر تلویزیون،کتاب های بیشتری خواند.که خب البته در مورد من اینطور نیست.چون حتی اگر تلویزیون نبینم تمام روزم را برای کتاب خواندن نمی گذارم.بلکه زمان مشخصی برای آن اختصاص داده شده و مطمئنا کارهای مفید دیگری هم برای انجام دادن در زندگی هست.

خب...بنابراین چرا باید بگوییم : «به جاش کتاب بخونین»؟

باز اگر کسی  می گفت به جای استفاده غیرضروری از فضای مجازی،کتاب بخوانید،من می توانستم موافق صد در صدی آن فرد و آن جمله باشم.چرا که در این مورد اتفاقا بارها به خودم گفته ام:ای وای زمان از دستت رفت.از وقت کتابخوانی ات زدی دختر!

بنابراین ترجیح میدهم یک روز ماکت یک تلفن همراه به جای آن تلویزیون قرمز رنگ،رو به روی کتابفروشی حوض نقره قرار بگیرد و روی آن با رنگ سفیدی نوشته شود: «به جاش کتاب بخونین»


براده های یک ذهن:

این نقد یک نقد کاملا شخصی و سلیقه ای است.پس می توانید به آن توجه نکنید!

چرا که ممکن است شما از موافقان صد در صدی دشمنی کتاب و تلویزیون بوده باشید.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۳
یاسمن مجیدی
يكشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۱۹ ب.ظ

یک دلتنگی دل خواه

هیچ دقت کرده اید؟

که وقتی راه های ارتباطی تان با یک نفر،محدود به یک راه ارتباطی خاص می شود،طعم دلتنگی را بیشتر از وقت هایی که چند راه ارتباطی میانتان وجود دارد،حس می کنید؟

از روزی که از اینستاگرام خارج شده ام راه های ارتباطی ام نیز محدود تر شده اند.

خیلی ها بودند که تنها و تنها از طریق همان فضا در دسترسم بودند.مثلا رفقای دوران تحصیل.راستش را بگویم از این اتفاق خرسندم!از اینکه برای مدتی هم دیگر را به قدر خبر گرفتن از حال هم آن هم بعد مدت ها داشتیم و دوباره با خروج من،به بی خبری از هم پیوستیم.یک نوع بی خبری که البته هرگز اختلالی در روند زندگی مان ایجاد نخواهد کرد.

اما عده ای دیگر...کسانی بودند که دلم به ادامه ی ارتباط میانمان بود.برخی هاشان از قضا وبلاگ نویس بودند و کماکان از آن طریق می خوانمشان.این قسمت ماجرا خوب است.

عده ای دیگر نیز همیشگی های من بودند.همیشگی هایی که حتی اگر فضای مجازی هم نباشد،به قدر پیامک دادنی،تماسی و البته دیداری،معرفت دارند.هستند...

از اینکه حالا،از پست به پست آدم های اینستاگرامی،بی خبرم ناراحتی ام نیست.اتفاقا این نبودن،فرصتی ست برای آنکه هنگام بودنمان حرف های بیشتری برای گفتن داشته باشیم...

این فوق العاده نیست؟

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۱۹
یاسمن مجیدی
سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۰۷ ب.ظ

من یک غیراینستاگرامی هستم!

خب راستش دلم تنگ شده است برای روزگاری که پی در پی مطلب جدید پست می شد در صفحات  وبلاگی دوستان.

و خب راستش اصلا دلم تنگ نشده است برای روزگاری که پی در پی مطلب جدید پست می شد در صفحات اینستاگرامی دوستان!

راستی اینستاگرام!

همه چیز اینطور شد که درابتدای  آن روزهای پر تلاطم و سخت بیماری و بستری شدن در بیمارستان،به این فکر کردم که مثلا عکس گرفتن از این سِرُم های متعدد آویزان در بالای سَرَم چقدر اینستاگرامی ست!!!

رفته رفته که وضعیت جسمی ام وخیم تر شد دیگر دیدن همان سِرُم ها آزاردهنده بود.

آنجا بود که یک آن به رسالت چیزی شبیه اینستاگرام یا هر شبکه اجتماعی مشابه دیگر فکر کردم.و احساس کردم که در آن لحظه چقدر نوشتن گزارش های روزانه آدم ها از زندگی خود و در میان گذاشتن شان با خیلی های شناس و ناشناس دیگر،بیخود است!و بی جهت...!

یک جورهایی انگار از سر وقت زیادی آوردن است که آدم ها دور هم جمع می شوند که اطلاعات غیرضروری از زندگی هم به دست آورند.همین و بس!

این شد که تمام جذابیت اینستاگرام برایم فروپاشیده شد.

لحظه پاک کردن اکانت خود فقط به این فکر می کردم که:

خب آن وقت دلت تنگ نمی شود برای فالوئرهایی که دوستشان می داشتی؟

مگر در همین جا نبود که بالاخره یک راه ارتباطی مستقیم با آن بانو پیدا کردی؟یا فلانی و بهمانی؟آن نویسنده آن گوینده آن مجری آن تهیه کننده آن فلان... .خب همه ی این ها بود اما...

ارتباطی که تنها در مجاز اعتبار داشته باشد،یک سر سوزن نمی ارزد!و حالا ترجیحم بیشتر متمرکز بر زندگی حقیقی خود و ارتباطات حقیقی ست.

و خلاصه اینکه...

راستی دقیقا چند روز از غیراینستاگرامی بودنم گذشته است؟

بیش تر از ده روز باید باشد.ده روز بدون کوچکترین دلتنگی...



۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۶:۰۷
یاسمن مجیدی

احساس میکنم که اینجا راحت ترم.راحت ترم تا جایی شبیه به شبکه های اجتماعی.

اصلا راستش را که بگویم احساسم این است که آدم هایی که در شبکه های اجتماعی فعالیت ندارند در کل راحت ترند.

به هرمرحله از زندگی که می رسند هی نمی خواهند عکس بگیرند تا شبانگاهِ آن روز با سایرین به اشتراک بگذارندش.نیازی نیست تا درباره احساساتِ لحظه به لحظه شان یا اتفاقاتی که برایشان در حال رخ دادن است بنویسند.

زندگی شان را می کنند بی آنکه نگاه و توجه دیگران در ارتباط با زندگی خصوصی شان،برایشان مهم بوده باشد.

از  این ها گذشته چیز دیگری هم هست...همیشه آن دسته از آدم ها که یا در این فضا نیستند یا اگر که هستند چندان فعالیتی ندارند،برای آدم ها پر رمز و راز ترند.وقتی از آن ها چیزی بخوانی کلی ذوق می کنی که خب چیز تازه ای دستگیرت شده.اما در مورد افرادی که فعالانه در این فضا حضور دارند آنقدر به مرور خواهی دانست که اصلا انگار یکی از اقوام نزدیکشان هستی!!

گاهی دلم می خواهد به کل از آن شبکه خارج شوم.گاهی می کویم نه!بمان اما دیر به دیر بنویس...

فعلا افتاده ام روی نظر دوم!

تا چه پیش آید زین پس...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۶ ، ۱۶:۵۲
یاسمن مجیدی
پنجشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۵۷ ق.ظ

حمایت حتی در فضای مجازی

-باشد قبول!تو در ارتباط با پیام رسان هایی نظیر تلگرام،سودرسانی شان به رژیم صهیونیستی را نخواهی پذیرفت و از این بابت اطمینان خاطر نداری و حتی وقت این را هم نداری که برای اثبات این مدعا تحقیق کنی و جستجو...
حرف،حرف تو!بهترین و خوشبینانه ترین حالت را تصور می کنیم.تصور می کنیم که مایکل میری لاشویلی - سرمایه دار صهونیست که رئیس کنگره یهودیان روسیه(RJC) و عضو هیئت رئیسه کنگره جهانی یهود(WJC) می باشد - رئیس شرکت قلعه دیجیتال(تلگرام) نبوده و نیست.تصور می کنیم که لاشویلی،رفیق شفیق و یار عزیزتر از برادر برای شخص نتانیاهو نیز نبوده و نیست.اصلا تلگرام متعلق به یکی از کشورهای بی طرف می باشد.
همه ی این ها قبول.
حال می پرسی:اگر چنین باشد،اگر چنین می بود تو باز هم در تلگرام حاضر نمی شدی؟
و من می گویم:باز هم نه!
و تو می پرسی:علت؟
پاسخ می دهم تو را:حتی اگر چنین باشد که تو می گویی،در صورت عضویت در این پیام رسان-که تقریبا بسیاری در آن حاضرند و معدودی نه-مجاب میشوم به استفاده از آن.ارسال جزوه،عکس،فایل،صحبت،عضویت در گروه ها،کانال ها و چه و چه و چه ...
می گویی:خب مگر این ها بد است؟
-هرگز!خیلی هم عالی.فقط یک مسئله در این میان پیش خواهد آمد.اگر این گونه شود،من با این عضویت به پیام رسان های داخلی و بومی کشور خودم ضرر رسانده ام.اگر چنین شود همان ها که به خاطر من ناچیز حاضر به عضویت در نرم افزارهای ایرانی شدند،به محض دیدنم در تلگرامی که تو می گویی یا هر نرم افزار خارجی دیگر،پیام رسان های ایرانی خود را حذف خواهند کرد و در همان تلگرام با من ارتباط خواهند گرفت.نگو حالا یک نفر فقط یک نفر است.تمام زندگی من با همین محاسبات یک نفره جلو می رود.چون همین یک نفر مسئول تک تک کارهایی است که می کند و در این دنیا معیار،رضایت دیگران و واکنش دیگران نخواهد بود.
حاضرم در همین پیام رسان های داخلی که به گفته تو ایراد کم ندارند - که البته همین قسمت از ماجرا نیز دقیقا به خاطر عدم حمایت های مالی و معنوی دولت و ملت است - بمانم اما به اندازه خود یک نفره ناچیزم در آن نرم افزارها حامی سازنده داخلی کشور باشم.
اصلا مگر نمی گویی که وقت کمک و هم دلی اول مردم کشورم بعد مردم سایر کشورها؟بسم الله.در این نرم افزارهای بومی هم همین هم وطنان خودت مشغول فعالیت اند.
راستی!خبر داری که چند وقت پیش یکی از
مدیران همین پیام رسان های ایرانی از ضرر بزرگ مالی به شرکتش سخن می گفت و از دست دادن کارمندان خود؟!......


براده هی یک ذهن:
شاید بگویی:خب این روش که نهایتا ختم می شود به خالی کردن زمین دشمن.
و بگویمت:صحیح.اما اگر واقعا سرباز جنگ نرم بودی آن وقت حضورت را این گونه توجیه کن.جنگ سربازی که نیم ساعت بجنگد و 4ساعت به کارهای عادی و روزمره خود در میانه زمین جنگ بپردازد،نمی خواهد.دقایقی که در این نرم افزارها مشغول کارها و ارتباطات شخصی خود هستی از نگاه من یعنی خلع سلاح شده ای.یعنی شکست خوردی و تمام.لااقل مردانه بجنگ و آموزش دیده عمل کن.
۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۵۷
یاسمن مجیدی
يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۲۴ ق.ظ

به نفع ایران یا علیه ایران؟

مومن عاقل و چیز فهم و محتاط است  "رسول اکرم(ص)"


امکان ساخت استیکر توسط کاربران!

اقدامی نسنجیده که در نرم افزار ارتباطی تلگرام مسائل عدیده ای را در پی داشت و تولید استیکرها و برچسب هایی بی محتوا،بی کیفیت و گاها غیراخلاقی را منجر شد.

در این میان شاید عده ی زیادی از مردم حتی متوجه پخش استیکرهای ایرانی بیسفون،در تلگرام نشده و با اهداف و نیاتی خیرخواهانه از قبیل بیدارسازی و سالم سازی محیط تلگرام به دریافت و نشر این استیکرها پرداختند.



استیکرهای محبوب و خلاقانه نرم افزار ارتباطی بیسفون حاصل تلاش یک تیم متشکل از کاریکاتوریست های ایرانی است که تمامی کاربران بیسفون برچسب های این نرم افزار ایرانی را در قیاس با سایر نرم افزارهای بیگانه و صهیونیستی بسیار باکیفیت می دانند علاوه بر اینکه اساسا این استیکرها با محتوا و فرهنگ ایرانی سازگارترند.

در این میان حقوقی برای نرم افزارهای ارتباطی در نظر گرفته شده است که تحت عنوان مالکیت معنوی از آن یاد می شود.به عبارتی صاحبان و تولیدکنندگان یک اثر نسبت به محتوای تولیدی خود که حاصل فکر و اندیشه و تلاش آن ها می باشد حقوقی داشته که رعایت آن و در نظر گرفتن چنین حقوقی برای آنان تشویق فعالیت های صاحبان آن به شمار می آید.

حال در شرایطی که تولید چنین استیکرهایی در انحصار و مختص نرم افزار های ارتباطی می باشد و به نحوی از جمله ویژگی های آن نرم افزار ارتباطی به شمار می آید عده ای از هم وطنانمان به جای دعوت از مردم به استفاده از نرم افزارهای داخلی با عدم رعایت حقوق کپی رایت به نشر استیکرهای انحصاری بیسفون در نرم افزار ارتباطی تلگرام پرداختند.اقدامی که بیش از آنکه به نفع ایران باشد به ضرر ایران بوده و اقداماتی این چنینی توسط ایرانیان نه تنها به معنای جنگ نرم و مبارزه نیست بلکه تنها توهمی ازیک جنگ علیه مخالفان اسلام و ایران محسوب می شود.

 پس از نشر این استیکرها در تلگرام از جانب نرم افزار ارتباطی بیسفون شکایتی تنظیم شد که تاکنون نتیجه ای در بر نداشته است.همچنین استفاده از این استیکرها توسط کاربران تلگرام،چه از نظر قانونی و چه شرعی خلاف مقررات است و بایستی آگاه سازی از این اقدام ،توسط آگاهان به این موضوع صورت پذیرد.



بایستی بار دیگر از تمام ملت شریف ایران عزیزمان بخواهیم تا قبل از عضویت در هرگونه شبکه اجتماعی علاوه بر مطالعه و تحقیق پیرامون ماهیت یک نرم افزار ارتباطی و اهداف آن،از راه های نفوذ دشمن در تک تک صحنه ها آگاه بوده و روش های صحیح مبارزه با دشمن و استکبار جهانی را نیز بیاموزند.


براده های یک ذهن:

رسانه باشید

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۲۴
یاسمن مجیدی
پنجشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۴۱ ق.ظ

انقلاب نرم

 امیدوارم این روحیه‌ی احساس تکلیف، مطالبهگری و انتقاد تا زمانی ‌که به عنوان مسئولان آینده‌ی کشور، مسئولیت‌ها را در دست می‌گیرید، در میان شما باقی بماند، زیرا اگر این‌گونه شود، کشور نجات پیدا خواهد کرد."آیت الله خامنه ای مدظله العالی"

خداوند با صابران است. پیروزی با ملت بزرگ است که بپاخاسته و حق خود را مطالبه می‏کند. "امام خمینی(ره)"

حرف ها یکی است.گویی کلام های زیبای تاریخ مدام بر قلوب و لسان بزرگان زمان الهام می شوند تا هر یک به نوعی  متفاوت- و با یک هدف واحد - به مردمان ابلاغ شوند. بیان ها سوقمان می دهند به درک اهمیت مطالبه گری در تمامی زمان ها و یادآوری وظیفه ای مبرهن در بین تمامی اقشار.

بدون شک تهدیدات علیه انقلاب اسلامی ایران؛ که یکی از بزرگترین انقلاب ها در تمامی ادوار تاریخ میباشد هر روز بیش از پیش نمایان شده و لذا حفظ ارزشهای این انقلاب از مهم ترین مسئولیت های هر ایرانی به شمار می آید.

از همان ابتدا عدهای در صدد بودند تا بتوانند راههای نفوذ در این انقلاب را بیابند و زمینههای تضعیف و سقوط آن را فراهم سازند[1]

 حمله به این ارزش ها هرگز طی عملیاتی ناگهانی رخ نمی دهد و طی فرآیندی تدریجی در میان اعتقادات مردم رسوخ پیدا کرده و آرام آرام نمایان می شود.

مستکبران دنیا و مدعیان قدرت،خود اذعان کرده اند که با توجه به پیشرفت های نظامی و موشکی ایران، دیگر حمله نظامی در شرایط کنونی چندان منطقی نبوده و تنها با رسانه های روز می توان به جنگی عظیم با ایران پرداخت.

مارک پالمر استراتژیست معروف آمریکایی که از اعضای کمیته خطر جاری است نیز، در گزارش ”ایران، امریکا، رهیافت جدید” یورش نظامی به ایران را ناموفق پیش بینی کرده و در این خصوص راهکارهایی را ارائه می دهد که به طرح دلتا (یا مثلثی) معروف است:  ضلع اول این طرح در مسیر مهار ایران و جلوگیری از پیشرفتش (برای مثال با تحریم) پیش می رود. در ضلع دوم این طرح غرب ملزم به ایجاد نبرد رسانه ای با ایران می شود و سومین ضلع این مثلث به دنبال ایجاد شورش در دل کشور است به طوری که مردم با دست خودشان انقلاب را به سمت نابودی بکشانند.[2]

ظهور اینترنت هر چند فعالیت های رسانه های تصویری و مکتوب را آسان و سریع تر کرد اما به ایجاد شبکه های ضد اجتماعی نیز منجر شد که کم کم نقش رسانه های سنتی و پیشین را کمرنگ می کند.[3]

شاید آن زمان، با ورود گوشی های هوشمند و به دنبال آن شبکه های به اصطلاح اجتماعی و نرم افزارهای ارتباطی نظیر وایبر، واتس اپ، تلگرام و...، تدابیر لازم جهت آگاه سازی مردم و پیشگیری از تبعات منفی و مخرب حضور در شبکه های موبایلی صورت نپذیرفت که هم اکنون شاهد آثار سوء آن بر سبک زندگی مان هستیم.

اکنون با میدان نبردی رو به رو هستیم که یک سمت آن دولت های مستکبری همچون «ایالات متحده آمریکا» و «رژیم غاصب صهیونیستی»، با هدف جاری کردن فرهنگ و به کرسی نشاندن حرف های خود در شبکه‌های اجتماعی ،برای مردم کشورهای دیگری من جمله «جمهوری اسلامی ایران» بودجه صرف می‌کنند و برنامه آموزشی می‌گذارند و در این سوی میدان نیز،عده ای از انقلابیون و دلسوزان ایران مدتی است آستین همت را بالا زده اند و بر آنند تا با طراحی و ساخت نرم افزارهای ارتباطی ملی در صدد توقف این روند رو به رشد برآیند و حتی الامکان شبکه هایی متناسب با فرهنگ و آرمان های داخلی و به عبارتی ایرانی تر را فراهم آورند. حال آنکه با تمام تلاش ها، آنگونه که باید، حمایت از جانب دولت در وهله نخست و سپس از جانب ملت صورت نپذیرفت و جلوه ی عملی "حمایت از کار و سرمایه ایرانی" آن طور که باید در این امر محقق نشد.

 فراموش کردن اهداف و نیات روزانه ی سازندگان این نرم افزارها که غالبا تحت سلطه و نظارت "رژیم غاصب صهیونیستی" قرار می گیرند، غفلتی است که با روحیه ی انقلابی مردم ایران و مسئولین کشور سازگاری نداشته و ادامه این روند به یقین ارزش ها و آرمان های "جمهوری اسلامی ایران" و انقلاب را در اذهان و قلوب ملت، سست و کمرنگ خواهد کرد.

آیا زمان آن فرا نرسیده است که مسئولین محترم قوه قضاییه و وزارت ارتباطات،با توجه به عدم آگاه سازی آشکار و عدم توجه ملت به هشدارهای مربوطه پیرامون آثار سوء و اهداف پشت پرده دشمنان اسلام و مسلمین در نرم افزارهای ضد اجتماعی مذکور، دست از "خواهش ها"ی بی تاثیر و "دعوت" از مردم به استفاده مجاز از شبکه های اجتماعی برداشته، و همچون سایر کشورها از قبیل انگلستان،چین،مصر و ... با مسدود سازی به موقع این نرم افزارها و همچنین از سویی دیگر با راه اندازی سریع شبکه ملی اطلاعات و حمایت های مادی و معنوی خود از متخصصان داخلی در جهت ساخت شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای کاربردی و هم سو با موازین شرعی ، دستان سرویس های جاسوسی دشمن را از حریم خصوصی کاربرانمان کوتاه نموده و مانع از سود رسانی اطلاعاتی، سیاسی و اقتصادی به دشمنان اسلام و مسلمین شوند؟

انتظار می رود که دولت محترم، فرمایش مقام معظم رهبری(مدظله العالی) را به یاد بیاورد که: "آن چیزی که امسال و سالهای بعد از این باید به‌عنوان هدف اقتصاد مورد توجّه باشد، عبارت است از سرمایه‌گذاری بر روی تولید داخلی.همه‌ی تلاشها از سوی همه باید برای تقویت تولید داخلی بسیج ‌بشود."

 

 

                          1.   سایت راسخون /  پاسخ به پرسش : چه آسیب هایی انقلاب اسلامی را تهدید می کند ؟ ما چه وظایفی در قبال انقلاب و نیز توطئه های دشمنان انقلاب داریم؟

                          2.   سایت مصاف / کد مطلب: 22562 / تاریخ انتشار: 20 بهمن 1393

                          3.   خبرگزاری ایرنا / کد خبر 81384949 (4322879): / تاریخ خبر: 22 آبان 1393



             براده های یک ذهن:

             خیلی ساده و ناگهانی به ذهنم رسید و چنین شعاری ساختم:


             "ما را نیاز به نرم افزارهای تو نیست

             ما عاشقیم،عاشق نبرد با صهیونیست"


             فعلا تا راه اندازی وبلاگ گروهی همین جا می نویسم


برادده

۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۴۱
یاسمن مجیدی
دوشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۷:۲۷ ب.ظ

بی لشکریم،حوصله شرح قصه نیست

بعضیها این را نمی فهمند و درک نمی کنند، یا برایشان نشانهی تولید ایرانی و تولید خارجی فرق نمی کند؛ یا حتّی بعکس، به جای اینکه دنبال نشانهی تولید ایرانی بگردند، دنبال نشانههای تولید خارجی می گردند؛ این انحراف است، این خطا است. همهی مردم مخاطب این بیانند "آیت الله العظمی خامنه ای(مد ظله العالی)"

 

این که می گوییم حمایت از کار و سرمایه ایرانی یعنی منِ مسلمانِ ایرانی در بحرانی ترین شرایط نیز انتخاب و استفاده از محصول  و کالای ملی را برای خود در اولویت  قرار می دهم.

یعنی اگر نمونه داخلی آن موجود نبود،تنها در صورت ضرورت استفاده از آن کالا بالاجبار سراغ جنس اجنبی می روم.

یعنی اگر توانایی تولید همان کالا در داخل کشور برای من فراهم بود از هیچ تلاشی در این راستا دریغ نخواهم کرد.

و اگر نمونه داخلی کمیت و کیفیت کمتری را نسبت به مشابه خارجی خود دارا بود،از خاطر نمی برم که تا حمایت و پیشنهادها و انتقادات سازنده من نباشد،سازنده و تولید کننده هرگز به ارتقاء کیفیت محصول خود ترغیب نخواهد شد.

حمایت از کار و سرمایه ایرانی یعنی همین!

و این بحث تنها به استفاده از کالا خلاصه نمی شود بلکه نرم افزارها و فناوری های نوین را نیز شامل می شود.

بیسفون ایرانی مدت هاست که در میان نرم افزارهای ارتباطی جا باز کرده است.اما هنوز آثار مخرب شایعات مطرح شده مبنی بر غیر بومی بودن بیسفون،بسیاری از افراد را دچار اشتباه کرده و در انتخاب افراد کثیری تأثیر منفی خود را گذاشته است.

انتشار اخبار کذب پیرامون این مسئله همچنان ادامه دارد و گویی برخی مدام شائبه ها را زیر و رو می کنند تا شاید توجیه و بهانه مناسبی برای حضور و فعالیت خود در نرم افزارهای صهیونیستی و بیگانه پیدا کنند.

هدف از این نوشته حمایت از بیسفون نیست.بلکه حمایت از هرآن شبکه و نرم افزار ارتباطی و اجتماعی ایرانی است.

و این نه به آن معناست که ما در صدد مخالفت با اهمیت جنگ نرم در نرم افزارها و شبکه های اجتماعی بیگانه باشیم.

همه معتقدیم که باید جنگید.این حق طلبی است که در خون مسلمان ایرانی موج می زند.

اما برای جنگ و نبردی این چنین،شرایطی لازم است که کمتر جوانی متوجه آن بوده و از آن آگاه می باشد.

«فضای مجازی محل امتحان‌ها و تکلیف‌های جدید ماست؛ امتحاناتی که ماهیت متفاوتی نسبت به دیگر آزمایش‌های آدم‌ها، در قرون و اعصار گذشته ندارد، ولی متناسب با وضعیت انسان معاصر مختصات خاصی پیدا کرده است. همچون تمام امتحانات دنیا، نه می‌توان کاملاً آن را کنار گذاشت و نه می‌توان به راحتی از آسیب‌هایش در امان بود. همۀ دنیا همینطور است.

هدف تمام امتحانات الهی سنجش میزان عزم و ایمان انسان‌ها در مواجهۀ عقلانی با «هوای نفس و تمایلات بی‌ارزش» طبق دستورات دین است، که موجب رشد انسان‌ها و تعالی روحی آنها می‌شود. این‌بار نیز فضای مجازی با همۀ مختصات تازه‌ای که دارد و تغییرات گسترده‌ای که ایجاد کرده است، چیزی نیست جز زمینۀ جدیدی برای سنجش قدرت روحی انسان و بستر تازه‌ای برای تکالیف انسانی و دینی، که باید ببینیم چگونه از عهدۀ آنها برخواهیم آمد.»

این ها را حجت الاسلام پناهیان در پاسخ به "با فضای مجازی چه کنیم؟" می گوید.

بنابراین،قدم اول:تقویت ایمان.اینجا فضایی است که شیطان صفتانی بسیار در تلاش اند تا تو را از جبهه اسلام منحرف کنند بی که بدانی.

قدم دوم:کسب مهارت ها و آموزش های لازم برای نبرد.فرمانده هرگز سرباز بی تجربه و آموزش ندیده را راهی میدان نمی کند،چه رسد به خط مقدم.

قدم سوم:ورود به سپاه داخلی و تقویت نیروها.چگونه میتوان جنگید و دفاع کرد قبل از آنکه سربازها را در سپاه داخلی جمع کرد و سامان داد؟

و نهایتا قدم آخر با دستور فرمانده حمله به سپاهیان دشمن خواهد بود.

با تمام این ها و با یک نگاه ساده و آمارگیری نه چندان تخصصی شاهد این مسئله خواهیم بود که اکثریت افراد حاضر در فضای مجازی،مراحل جنگ را برای خود از آخر به اول تعریف کرده اند.

و این یعنی .................... شکست حتمی است!

روح الله مومن نسب خوب می نویسد.انقلابی حرف می زند. می گوید:

در گودال های قتلگاه اینترنت، کمی آن طرف تر از نشانی تارنمای تو، حرامی بر سینه امامان نشسته و سر را از قفا می‌برد و غفلت من و تو امیدوارش کرده بازی شیطانی‌اش را دوباره ببَرد!

صدایی که می‌گوید کنار گودال قتلگاه بنشین و شهادت حسین (ع) را لایک بزن، صدای شیطان است… امام (ع) محتاج لایک تو نیست، تشنه لبیک است…

اگر کسی به تو می‌گوید در سپاه یزید، هوادار حسین (ع) باش؛ آتش را در او جستجو کن! او در اسارت شیطان است…

اینجا روز موعود است، روز عاشوراست!

اینترنت کربلا نشود!



براده های یک ذهن:

هوای سپاه ملی را داشته باشید.

۲۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۲۷
یاسمن مجیدی
چهارشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ۰۷:۵۶ ق.ظ

اقلیت

تیترها دیگر کفایت نمی کرد.هیچکس گوشش بدهکار نبود.

وایبر،واتس اپ و ... هم به جمع هزاران کالا و خدماتی پیوسته بودند که عضویت و استفاده از آن،علی رغم آگاهی مردم از پشت پرده ساخت آن ها،یک امر عادی تلقی میشد.

بهانه ها کم نبود؛

ـ آخه کیه که از پیامک و تماس رایگان بدش بیاد؟

ـ می دونی تا حالا چند تا از دوستای قدیمیم رو تو همین وایبر پیدا کردم؟

ـ بیخیال!ما که داریم درست استفاده می کنیم ازش.

ـ یعنی اگر این نرم افزارا نبودها،شب امتحان بیچــــــــــــــاره می شدیم.

ـ خب پس باید چه کنیم؟مگه نمونه ایرانیش هست که قید اون خارجی هاشو بزنیم؟!

و این یک زنگ خطر بود برای آنکه به خود بیاییم.

آغاز یک جستجو برای پیدا کردن بهترین راه حل...

آذر ماه بود که با بارگزاری پست "طعمه" تحقیقات اولیه آغاز شد.

در همین صفحه بود که از نرم افزارهای انار و دیالوگ به عنوان نرم افزارهای جایگزین واتس اپ و لاین سخن به میان آمد.غافل از آنکه انار محیطی نبود که انتظارش را داشتیم و دیالوگ هم طبق گفته های یکی از اپراتورهای شرکت جی ال ایکس از مدت ها پیش،به دلیل عدم حمایت مالی دولت،متوقف شده بود.

و خلاصه آنکه؛من بودم و تکرار هزاران درِ بسته!

اواسط کار بود که با مشاهده و سنجش شرایط به تمام مردم ایران حق دادم که از چنین نرم افزارهایی استفاده کنند...حق دادم اما...تا قبل از آشنایی کامل با "بیسفون"...

همه چیز از بیلبوردهای بزرگراه نیایش آغاز شد و برند ناآشنایی که روی آن خودنمایی میکرد،یعنی


البته تحقیقات اولیه چندان خوشایند نبود.چرا که مدتی پس از معرفی بیسفون،عده ای با نشر اخبار کذب پیرامون غیر ایرانی بودن آن و همچنین اشاره به مسائلی همچون به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی توسط این نرم افزار،در صدد تخریب اذهان عمومی نسبت به آن و نادیده گرفتن زحمات تمام سازندگان این نرم افزار صد در صد ایرانی برآمدند.تا جایی که خود نیز به یکی از مخالفان سرسخت بیسفون تبدیل شده بودم.

اما با گذشت زمان و ادامه تحقیقات کاشف به عمل آمدیم که ساده لوحانه فریب این اخبار کذب را خورده و به دست جهالت خود دچار سوءظن نسبت به بیسفون گشته ایم.

متاسفانه در این بین افراد زیادی هم با نشر همان اخبار در صفحات شخصی خود،بیش از پیش به جذب مخالفان بیسفون دامن زدند.

از همین رو در زیر این پست،اسناد و مدارک معتبری پیرامون ایرانی بودن بیسفون به اشتراک گذاشته شده است.

بیسفون به عنوان یک نرم افزار بین المللی با 20 درصد کاربر غیر ایرانی،توانایی رقابت با نمونه های مشابه را داشته و علی رغم ایرادات کوچکش،با حمایت ما هر روز بیش از پیش ترقی و پیشرفت خواهد داشت.

بیسفون یعنی؛مرگ بر اسرائیل

بیسفون یعنی؛حمایت از کار و سرمایه ایرانی

بیسفون یعنی؛چه بسیار گروه کوچکی که به فرمان خدا بر گروه های عظیم پیروز شدند...

 


 

آن سوی روزنه:

مدت ها بود که با دفتر مصاف ارتباط برقرار کرده و از استاد تقاضای پاسخ قطعی درباره شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای تلفن همراه را داشتیم.استاد بالاخره در برنامه رادیو مصاف به این پرسش پاسخ دادند.در اوایل برنامه صدای مصاف میتوانید شنونده پاسخ ایشان باشید.

کلیلک کنید: [صدای مصاف-حضور یا عدم حضور؟!] + [رفع برخی شائبه ها پیرامون بیسفون] + [بیسفون جایگزین وایبر و واتس اپ]

 

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۳ ، ۰۷:۵۶
یاسمن مجیدی
جمعه, ۱۲ دی ۱۳۹۳، ۰۴:۴۹ ب.ظ

کشف حجاب

عرصه این روزها تنگ است.تاریک است.

هوا خوب نیست.

بوی اسرائیل به مشام می رسد.بوی آمریکا،انگلیس و...

نیرنگ از جانب دشمن است که هربار در البسه ای جدید نمایان میشود ... و به نام "دیگری" 

گاه با نام رضاخان کبیر بر چادر زنان چنگ می اندازد و گاه با نام facebook از چهره ی عریان دختران پرده برداری میکند.

در خفا و در محیطی به ظاهر امن حتی!

در جایی شبیه viber...یا نه...جایی شبیه whatsapp!

در جستجوی رخساره های رنگین امروز زنان مسلمان میگردد و بستر را مهیا میکند برای حمله به یک واجب:

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لازْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً  

بگذریم از جماعتی که در این میان فریب خوردند.

بگذریم از عده ای که از کف رفتند.

از جانماز آبکشانی که درونمایه واقعی خود را به نمایش گذاشتند!به اشتراک!

 

 

روی صحبت با جماعتی است که نه فریب خوردند نه از کف رفتند نه جانماز آب کشیدند!

با جماعتی که این روزها فقط  دل خوش کرده اند به خدا...به کتاب خدا...به یک آیه:

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَریب

دل خوش کرده اند به اخباری که هر روز بیش از پیش به گوششان میرسد :

 

"ماشا الیکینا،مانکن،خواننده و بازیگر روس،مسلمان شد!"

"مطالعه ی حجاب از سوی زنان در قلب اروپا،کابوس بزرگ غرب"

"روبرتو مارونی،وزیر ایتالیایی:چطور از من انتظار دارید قانون منع حجاب را امضا کنم در حالی که مریم مقدس در تمام عکس هایش حجاب دارد؟"

"مجازات زندان برای زنان محجبه در بلژیک"

"چندی پیش دو دختر فرانسوی از یک خانواده یهودی در شمال پاریس،به اسلام گرویدند و با حجاب کامل اسلامی به مدرسه رفتند اما پس از مدتی به خاطر حجاب،از مدرسه اخراج شدند"

"سارا بوکر،هنرپیشه و مانکن تازه مسلمان آمریکایی:من برده مد بودم.من گروگان ظاهرم بودم"

 

چیزی شبیه اشک شاید،

چیزی شبیه اشک واژه ها را برایم ناخوانا میکند...ناخوانا و تار.

صحبت های مرد مدام تکرار میشود در گوش من.در گوش تو...در گوش همه ما!میشنوی؟

« ما رسالت جهانی داریم و آن، به اهتزاز درآوردن پرچم اسلام در دنیا و مقدّمه سازی برای حکومت حضرت حجّت است. »

خواه ناخواه،اسلام،از هر کرانه ای آشکارا سر میزند و طلوع میکند و هربار روشن میکند قلب و ذهن انسانی برگزیده را در جایی از جهان!

بنگر که علی رغم میل و تلاش تمام بدخواهان و کوردلان،این بار عشق چه نمودی پیدا میکند در 4 حرف...تنها در 4 حرف...ح،جیم،الف،ب؛حجاب!

روی صحبت با کسانی است که عاشق همین 4 حرف اند...!

و به آن پای بند تا آخرین دم و بازدم زندگی شان!

 

براده های یک ذهن:

17 دی ماه سالروز طرح استعماری کشف حجاب توسط رضاخان 

این متن چندین بار اصلاح شد.و خیلی از قسمت ها حذف.اما خلاصه و مضمون قسمت های حذف شده این بود:خیلی از افراد به سبب ظاهر یا لباسشون چه بخوان چه نخوان نماینده قشر خاصی از مردم هستن.اینجاست که دیگه حق ندارن هر رفتاری رو با اون ظاهر و لباس انجام بدن.حق ندارن چون تمام رفتار و کردارشون از نگاه مردم برمیگرده به دین.به اسلام.

خانمی که چادر سرته!آقایی که محاسنت نمایانگر مذهبی بودنته!خیلی خیلی مراقب کارات باش...یا لااقل اگه مرد این کارا نیستی قید اون چادر قید اون ریش رو بزن!اینطوری خودت هم راحت تری.باور کن!

عکس از چفیه گرافیک

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۳ ، ۱۶:۴۹
یاسمن مجیدی