مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

نه آنکه جهانگرد یاکه در سفر باشم،اما،
مسافرپیاده بخوانیدمرا،
که درجاده های تخیل ناگریز ذهن،محبوس مانده ام،
واین ها ورق پاره های همان زندان است

استفاده از مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

بایگانی
يكشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۷، ۰۲:۳۰ ب.ظ

یاران جانی!!!!

گمان نکنید که بعد از آن ماجرا (کدام ماجرا؟اینجا را بخوانید تا یادتان بیاید) دوستی ما به حالت سابق خود بازگشت!
آن ها همچنان در کنار هم به گردش و تفریح و کافه گردی های خود ادامه می دهند.همچنان عکس های خودشان را در کنار هم منتشر می کنند.همچنان در کنار هم و برای هم اند و ... .
دوستی ما بعد از آن ماجرا تا امروز،فقط به لایک کردن پست های هم خلاصه می شود.همه ی ما انگار فهمیدیم که در این دایره ی دوستی،یک نفر،که من باشم،باید از این گروه جدا شود.علت واقعی اش را آخرش هم خودم نفهمیدم.اما اگر واقعا به این خاطر بود که به تاریخ تعدادی از گردش هایشان نمی رسیدم،واقعا دلیل مضحکی بود.
به هرحال ما که از اولش هم قرار نبود تا آخر عمر دوستان جانی هم باقی بمانیم.راهمان هم که در نهایت از هم جدا میشد.پس ما چیزی را از دست نداده ایم.
من از این جدا شدن از گروه،احساس رضایت دارم.


براده های یک ذهن:
تنها کسی که از آن گروه بعدتر به من زنگ زد ف بود.البته راستش را بخواهید احتمال زیاد میدهم که پس از ازدواجش دیگر همین زنگ را هم نزند.به هرحال دو هفته ی پیش یکدیگر را دیدیم و فکر می کنید موقع عکس گرفتن به من چه گفت؟ - یاسمن منو تگ نکن.بچه ها بفهمن با هم بیرون بودیم ناراحت میشن!!!!
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۰۴
یاسمن مجیدی

نظرات  (۱۳)

میخوای با هم بریم بیرون ؟ ❤ اش دل اونا بشه 🙃
یاسمن جون :) 
دیگه گاهی اینجوری میشه متاسفانه ... 
پاسخ:
آره دیگه.کلا بعد از اون ماجرا دوستی مون خیلی خیلی افت کرد
نمایی بریم ؟ 😢 چلا ؟😑
پاسخ:
آها با منی؟ 😂😂😂😂
فکر کردم میگی با هم نمیرین بیرون
بله با خودتم دیگه 😎
خخ

انقد بدم میاد با این دوستا که آدمو اینجوری میخوان که با یکی دوبار بیرون نرفتن باهشون قهرشن و آدمو اسیر کنن که وای اگه نرم چی میشه و وای اگه اون که دیگه دستمون نیست تگم کنهو اینا...
میدونی یاسمن من از یه رابطه دوستانه منفعت دوطرفه رو طلب میکنم اونم یه منفعت واقعی یه آرامش روحی و گاهی هم حتمایه تکیه گاه همراه برای نیاز های مادی!
اگه دوستی قراره اون طور باشه که دوستان قدیم تو توقع دارن بزار از اول هی نباشه.
دوستاونیه که گاهی اشتباه واقعی همراهش رو ببینه و ببخشدش.به همین راحتی

پاسخ:
من خودم هم به شدت متنفرم از این مدل.
و من حیلی از دوستانم به همین ترتیب ازم جدا شدن.
یاسمن یه وختایی باید از یه سری دوستا فاصله گرفت. مخصوصا جاهایی که مدل فکرتون به هم نمیخوره. نه اینکه ولشون کنی برای همیشه برن. فقط یه مدت بری و دنبال زندگی خودت بگردی. شاید بعدا دوباره دور هم جمع شین و اون زمان هر کدومتون رفته باشین تو مسیر خودتون...
پاسخ:
نه اتفاقا در این مورد ترجیحم همینه که کلا دیگه رفاقتی به اون صورت نباشه که خب واقعا هم دیگه نیست
یا رفیق من لا رفیق له...
پاسخ:
گل گفتی
از اونجا که خیلی وقت نیست که دنبالت میکنم و پست های قبلیت رو نخوندم، تا نوشتی پست قبل رو بخونید، رفتم و خوندم
رفتم خوندم و بعدش تو دلم گفتم چه رفتار بالغانه ای داره این دختر!
چقدر خوب خودش و احساساتش رو میشناسه و اتفاقات رو تحلیل میکنه و واکنش نشون میده
حالا اومدم این پستتو خوندم و راستش درسته که از اتفاقی که افتاده متاسف شدم اما کماکان معتقدم آدمی که توی اتفاقات نه چندان خوب زندگیش هم این مدلی بالغانه، قطعا اگه کلی آدم هم از زندگیش برن بهتر از اونا جایگزین میشه
هر چند که میدونم این حرف من اون غمِ کمرنگ ته دلتو کمرنگ تر نمیکنه ولی دوست داشتم اینو بگم که بدونی :)
پاسخ:
خودم هم از رفتار اون روزم رضایت داشتم چون اگر نمیگفتم ممکن بود هرگز متوجه نشن چقددددر ناراحت شدم. اما با خودم گفتم شاید واقعا ته دلشون ناراحت شده باشن از اینکه باهام اینطور تاکردن.نشدن...نشدن...بلکه هم همون یک نفری که از بینشون زنگ زد توضیح قانع کننده ای نداشت واقعا.
آه...یه وقتا دلم میخواد برم پیش یه مشاور و از حال و احوال این روزام بگم.بگم که چقدر رفاقتای دورم داره خالی میشه.یا با ازدواج یا شبیه به همین مورد مذکور... :(
سلام یاسمن...
همون طور که بهت گفتم،صبر کن و این رو بدون که شاید خدا یه آدم دیگه ای رو برات در نظر گرفته که از تمام این دوست هات بهتر باشه..مگه نه؟

پ.ن:راستی یاسمن،دیدم اومدی وبلاگ نظر گذاشتی برای معرفی کتاب مردی به نام اوه.خواستم بگم به نظرت خوب معرفی کرده بودم یا گنگ بود؟مطمءن هستم که تو با قلم خوبت بسیار بهتر از من این کتاب رو معرفی خواهی کرد.
پاسخ:
متینا جمله دیشبت هنوز تو ذهنمه و حتی یه چیزی رو در من زنده کرد که بعدتر میگم

وای آره متینا خیلی هم خوب منتقل کردی حست رو.کاملا صادقانه.احسنت داری دختر
۰۷ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۱۹ جوجه، ولی تیغی
یه روزم میرسه که اونا میان عکسای تو رو لایک می کنن و میگن:کاش منم تو این عکس بودم! بی لیاقتاااا /:
پاسخ:
باورکن آرزوی چنین روزایی رو دارم
انقدر تلاش کن تا یه روزی خیلیا دوست داشته باشن رو پستات تگشون کنی
پاسخ:
سلااام افسااانه.خوبی؟
همینطوره...
تلاشم رو باید بکنم
ممنون عزیزم.تو خوبی؟
تو قطعا موفق میشی و فقط تلاش!همین
امیدت هم از دست نده
پاسخ:
ممنون از حرفات افسانه
سلام ...خوبی یاسمن جون؟ وای من چند وقته نبودم و کلی جا موندم از اتفاقای اینجا 😕
به نظرم دوستی باید دو طرفه باشه ...من یه دوستی چند ساله و صمیمی رو بخاطر رد کردن درخواست لایک عکس همسایشون باهام قهر کرد و منم دلم شکست اول گفتم شاید سرش شلوغه یادم نمیکنه ولی کلا دیدم جوابمو نداد دیگه حذفش کردم ...بدم میاد از ادمای منفعت طلب خودخواه ....
به نظرم خوب کردی وجود همچین آدمایی بجای ارامش ، اعصاب خورد کنیه ...
و یکی از دوستان واقعا عالی جواب دادن که "یا رفیق من لا رفیق" فقط خداس که همیشه هست و عیب های ادم رو میپوشونه و هرزمانی ادم بخواد میشه باهاش حرف زد و آرامش گرفت و دلسوز تر از حتی پدر و مادر آدمی براش هست تا منفعت طلبان ...
ان شالله خدا دوستای بهتری سر راهمون قرار بده که مایه خیر دنیا و آخرتمون باشه و مایه پیشرفت ....
پاسخ:
پس توام تجربه ش رو داری.
آره زهرا جان.واقعا حرفات درسته و منم موافقم باهاشون
ان شاء الله.برای دعای خوبت متشکرم
خواهش عزیزم🌷

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">