مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

مسافر پیاده

هـنـــوز در سـفـــرم

نه آنکه جهانگرد یاکه در سفر باشم،اما،
مسافرپیاده بخوانیدمرا،
که درجاده های تخیل ناگریز ذهن،محبوس مانده ام،
واین ها ورق پاره های همان زندان است

استفاده از مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

بایگانی
سه شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۳:۴۲ ب.ظ

نتیجه ی آن 5ماه

نتایج را دیدم.

به خواهرم پیامکی زدم و گفتم.

روی تخت تنها به سقف سفید بالای سرم چشم دوختم و بعد ناگهان،انگار حافظ باشد که در ذهنم بخواند بیتی را که می گوید:

رضا به داده بده وز جبین گره بگشا

که بر من و تو در اختیار نگشاده ست


همه چیز به همین سادگی و با همین سرعت تمام شد.

همه چیز از نو،همه چیز تازه،دوباره،برای یک بار دیگر،شروع شد...


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۱۳
یاسمن مجیدی

نظرات  (۸)

نگرانت بودم دیروز ...
پاسخ:
این از خوشبختی منه که دوستای وبلاگی ای مثل تو نگرانم بودن.اینو جدی میگم.موهبتیه
یاسمن،می دونم چقدر سخته.اینکه آدم تلاش کرده باشه و در نهایت نتیجه ای که از تلاشش می گیره رضایت بخش نباشه.ولی این مهم نیست.به این فکر کن که در عوض تجربه یکبار شرکت در آزمون رو داری و سال گذشته کم استرس تر سر آمون میری و با آرامش بیشتری جواب تست ها رو وارد پاسخ نامه ات می کنی.از این فرصت استفاده کن....امیدوام برنامه ریزی جامع و خوبی رو برای خودت انجام بدی.

شاید مهم ترین دلیل موفقیت من هم توی آزمون این بود که برنامه ریزی دقیقی داشتم و روزهایی که حتی مدرسه تا ساعت۲بودم،تا ساعت۱۰شب من حدودا ۶ساعت درس خونده بودم!استراحت هم کرده بودم و خیلی خسته نشده بودم.

خلاصه اینکه هرچند می دونم برنامه ریزی رو به خوبی بلدی،ولی اگه یه موقع یه جایی به مشکل برخوردی به من یه خبر بده.کلی راه حل جورواجور برای برنامه ریزی و افزایش انگیزه دارم.خواهرم بهم میگه تو تهش مشاور تحصیلی میشی!
پاسخ:
متینای عزیزم.خیلی متشکرم از حرفات.این لطف توئه.
حقیقتی این وسط هست و اون اینه که من حسرت قبولی رو خوردم اما نمیتونم بگم ناراضی ام.می دونی چرا؟چون مسائلی این وسط بود مثل اینکه من تغییر رشته ای بودم.رشته کارشناسیم کاملا متفاوت با ادبیات بود.دوم اینکه من نتیجه 5ماه درس خوندنم رو دیدم و نه بیشتر.به همین خاطر از خودم ناراضی نیستم حتی نمیگم کم تلاش کردم.به اندازه بود.بیشتر از اون میتونست آسیب باشه برام.
خلاصه اینکه من هم موافقم باهات در این مورد که برای سال بعد میتونم با یه برنامه ریزی خوب به نتیجه بهتری برسم.به امید خدا.
و خب البته باید فضای مجازی رو هم کم کنم.
قربانت عزیزم
و به قول حافظ رضا به داده بده :)
سلام علیکم ،یاسمن خانم:)
پس مثل همیم!
سالِ دیگه اما اتفاقات خوبی تو راهه!
ان شاالله
و با تلاش
:)))
پاسخ:
آره مثل هم شدیم :))
تلاش میکنم بازم
تو میتونی من مطمئن هستم :)
پاسخ:
به امید خدا
۱۴ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۱۰ جوجه، ولی تیغی
یاسمن عزیزم.مطمئنم چون عاشق ادبیاتی سال آینده کلللی یاد میگیری و از درس خوندنت حسابی لذت میبری.انشالله قبول میشی!!
پاسخ:
منم امیدم به تلاش مجدده سارا
ازت ممنوووونم گلی
بذار فکر کنم
تاریخ این پستت مال اون شبیه که من بعد از ماه ها به یه واقعیت پی بردم.حقیقتا باید ناراحت میشدم.ناراحت هم شدم.گریه هم کردم.خیلی برای اون اتفاق جنگیده بودم ولی نتیجه نداده بود
تو هم به نظرم تمام تلاشتو کردی.هیچی کم نذاشتی.الان هر چی میخوای گریه کن چون حق تو بوده.ولی دوباره تلاش می کنیم.من زندگیمو دوباره شروع میکنم و یبار دیگه امتحان میکنم.تو هم همینطور و مطمئنا چیزی که تو میخوای ارزش اینو داره که باز هم براش تلاش کنی:))))
پاسخ:
وجیهه ببینم راستی تو کی کنکور داری؟
دو ساااال دیگه:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">